أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

376

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سورة الشّمس مكّيّة و هى خمس عشرة آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره الشمس ( 91 ) : آيات 1 تا 8 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها ( 1 ) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها ( 2 ) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها ( 3 ) وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها ( 4 ) وَ السَّماءِ وَ ما بَناها ( 5 ) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها ( 6 ) وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها ( 7 ) فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ( 8 ) سورهء الشّمس اين سوره مكّى است ، و پانزده آيت است « 1 » . از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه هركه اين سوره بخواند وى را چندان ثواب باشد كه كسى را كه هر چه آفتاب بر آن مىافتد به صدقه بدهد . ايزد تعالى سوگند خورده است بآفتاب و ماه و گفته : بحرمت آفتاب كه چون برآيد و عالم را نورانى گرداند و بحقّ وقت ارتفاع وى و بلند گشتن وى عند استواء وى در قطب آسمان كه آن وقت را چاشت خوانند ، و بحقّ و حرمت ماه چون از پى آفتاب فراشود ، و تابع وى باشد در اوّل ماه چون آفتاب برآيد ماه بر عقب وى برآيد و در آخر ماه تابع وى باشد در غروب ؛ چون آفتاب فرو شود ماه بر عقب وى فرو شود بر پى وى ميرود و از وى نور ميستاند « 2 » چندانكه ملاقات وى بيشتر باشد با آفتاب نورانىتر بود تا شب بدر كه با يكديگر مقابل شوند جمله نورانى شود ، و بحقّ روز چون آفتاب را جلوه دهد و ظاهر گرداند و اين نزديك منبسط شدن آفتاب باشد و اين وقت را « نهار » از بهر اين گويند . و گفته‌اند : بحقّ روز چون روشن گرداند ظلمت را

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و پنجاه و چهار كلمه است ، و دويست و چهل و هفت حرف است » . ( 2 ) - واعظ قزوينى نيكو گفته : « ز پستان خورشيد تابان ز دور * لب ماه نو ميمكد شير نور »